ای اهل حرم میر علمدار نیامدسقای حسین سید و سالار نیامدفرزند علی ساقی کوثر که به غیرتشد ساقی اطفال عطش دار نیامدآن قامت رعنا که چونان سرو جنان بودآن شاه وفا مامن و دلدار نیامدبر وعده آبی که به طفلان حرم دادچون رعد به دشمن زد و اینبار نیامدخشکیده لبا ن بر لب آب و زمروتهم یک لب از آن بر لب تبدار نیامدخشکیده لب و آن کف پر آب ابالفضلشد جام وفایی که لب یار نیامددستان جدا مشک به دندان وامیدشآن تیر جفا برد که سردار نیامدتنها اگر عباس به لشکر زده پیداستاز کثرت نامردی اغیار نیامدآن ماه بنی هاشم و آن میر سپه دارسردار وفا سرور ایثار نیامددر کرببلا دست علی داشت بر ایتامکان مونس تنهای شب تار نیامدطفلان نه دگر چشم به دستان ابالفضلگویند عمو از چه زپیکار نیامدتا جان به بدن داشت سوی خیمه حسینشهرچند که می برد به اصرارنیامدخورشید وفا ماه بنی هاشم و عباسفرزند علی حیدر کرار نیامدشد نام وفا زین عمل ناب تو سیرابحقا که زکس همت این کار نیامد
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان
تاريخ: دوشنبه
25 بهمن
1400 ساعت: 5:47